اسكندر بيگ تركمان
646
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
دادند كه بقلعهء كوزچى زند زيرا كه تا آن قلعه مفتوح نميشد از آنطرف سيبه آوردن متعذر بود و روميان قلعهء عتيق و جديد باستظهار قلعهء كوزچى بكنار رودخانه و باغات تردد مينمودند و رفتن لشكر قزلباش بميانه اين دو قلعه و در آنجا سيبه ساختن بغايت دشوار بود تا آنكه بعد از چند روز كه توپ ميزدند از اتفاقات حسنه توپ بر برجى كه خمهاى آب در آنجا بوده خورده فرو ريخت و خمها شكسته آنها ريخت و در همان شب ملازمان ذوالفقار خان جلادت نموده بميان دره كه فاصله بين القلاع است درآمدند مستحفظان قلعهء كوزچى از فقدان آب و در آمدن قزلباش بميانهء دره سراسيمه گشته راه تردد آب آوردن را بر خود مسدود يافته نيم شبى با شمشيرهاى آخته بيرون دويده جنگ كنان خود را بقلعهء جديد انداختند و چند نفر از روميه مقتول و زخمدار شده قلعه كوزچى به تصرف درآمد و اين معنى مقدمه فتح و ظفر گشته غازيان جلادت شعار از پيشتر در امر محاصر و استحكام سيبها كوشش مينمودند اما چون برودت عظيم در هوا استيلا يافته شدت شتا و سورت سرما بمرتبهء رسيد كه دستها از حركت باز - ماند و فسردگى بغايتى انجاميد كه متين الماسگون از كندن آن عاجز آمد بدينجهت زياده اثرى بر سعى و اهتمام غازيان مترتب نميشد و همين قدر بود كه سيبها را استحكام داده شب و روز لوازم احتياط بجاى ميآوردند و روميه يك مرتبه بسيبهء غازيان پازوكى يك مرتبه بسيبهء عملهء بيوتات ريخته به قدر دستبردى نمودند و يك مرتبه كه به طرف قرچقاى بيك و غلامان بيرون آمده بودند حسين آقاعلى كه از آقايان معتبر روميهء بود و زخم تفنگ يا پنجاه شصت نفر از روميه زخمدار و مقتول شدند تا سردى دى باقى بود بدين و تيره بمحاصره قيام داشتند و از جانبين توپ و تفنگ در كار بود و روميان در انداختن بادليج و ضربزن بنوعى مبالغه مينمودند كه در هر خيمه از خيام اردوى همايون ده دوازده هزار گلوله جمع شده بود و جمعى كثير از مترددين ميان اردو و مردم اردو و بازار بضرب گلوله بادليج ضايع شدند . اكنون مناسب چنان نمود كه اول بتحرير وقايعى كه در اين زمستان در پاى قلعه ايروان دست داد شروع نموده بعد از آن بذكر تتمه احوال قلعه و شرح فتح و تسخير آن حصن حصين كه كارنامه سلاطين نامدار و خواقين روزگار است پردازد . ذكر وقايعى كه در آن زمستان در حين محاصره قلعه ايروان روى داد باقتضاى قضا و حسب تقدير خالق بلاد و عباد [ 448 ] بر ضماير هوشمندان كارآگاه و باريك بينان عالم انتباه صورت اين مدعا با حسن وجهى جلوه ظهور دارد كه هر گاه كوكب اقبال سعادتمندى از مطلع اميد درخشيدن آغازد بدستيارى پرده گشايان سرادق غيبى ابواب فتوحات از مكمن الطاف لاريبى بر چهره آن سعادتمند گشايش يافته اسباب رفعت و جلال آن صاحب اقبال على احسن الحال مهيا و آماده ميگردد مصداق اين مقال صادرات احوال سعادت منوال شهريار بيهمال اعنى حضرت اعلى شاهى ظل اللهى تواند بود كه چون پاى همت در ركاب فوت سلطان محمد خان خواندگار روم دولت و اقبال نهاده بمقتضاى همت ارجمند قلعه تبريز و نخچوان بنوعى كه تحرير يافت بحيطهء تسخير درآمده محاصره قلعهء ايروان فرمودند در حين محاصره سلطانمحمد خان بن سلطان مراد خان كه در آنوقت فرمانفرماى ممالك روم بود بعد از آنكه پسر بزرگ بيست و يك ساله خود را